تبليغاتX
مانده ام تنهای تنها با غم تو

مانده ام تنهای تنها با غم تو

 

اولين کسی که عاشقش ميشی دلتو ميشکونه و ميره .

 

دومين کسی رو که ميای دوست داشته باشی و

 

از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر ميشکونه و ميزاره ميره .

 

بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و

 

از اين به بعد ميشی اون آدمی که هيچ وقت نبودی .

 

ديگه دوست دارم واست رنگی نداره ...

 

و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشکونی

 

که انتقام خودتو ازش بگيری

 

و اون ميره با يکی ديگه ......

 

اينطوريه که دل همه آدما ميشکنه !!!!!!

 

كوله بارسفرت رفت و نگاهم را برد

 

نه تو ديگر هستي نه نگاهي كه در آن دلخوشي ام سبز شود

 

سايه مي داند كه به دنبال نگاهت همچون ابر، سر گردانم

 

هيچ كس گمشده ام را نشناخت .

 

تابش رايحه اي بی خبر، آورد كسی در راه است

 

چشمی از درد دلم آگاه است.

 

كاش هيچ وقت عشقی متولد نمی شد كه روزی احساسي بميرد !!!!

گريه هم با من دگر نامهربانی مي کند

 

قلبم اما گريه هايش را نهانی مي کند

 

اشک تنها مونس شبهای تارم بود و بس

 

اشک هم با غم دگر اما تبانی مي کند

 

بلبلی در زير باران نگاهم لانه داشت

 

اينک اما جغد شومی نغمه خوانی مي کند

 

باغ قلبم از هجوم دردها پاييز شد

 

غصه هم در آن به شادی باغبانی مي کند

 

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387 1:16 توسط alone girl |


امشب خواستم به نظر چند تن از دوستان احترام بزارم و مطلبی بر خلاف مطالب

 گذشته توی وبلاگم بزارم ولی فکر نکنم خودم بتونم به همه ی این باید ها عمل کنم

 یعنی در اصل بعضی از اون بایدها بر خلاف عقایدمه !!!

 

 

" يادم باشد : حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننويسم که کسی را آزار دهد "

" يادم باشد : که روز و روزگار خوش است و تنها دل من است که دل نيست "

" يادم باشد : جواب کينه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را

 با کمتر از صداقت ندهم "

" يادم باشد : بايد در برابر فرياد ها سکوت کنم و برای سياهی ها نور بپاشم "

" يادم باشد : از چشمه ، درس خروش بگيرم و از آسمان ، درس پاک زيستن "

" يادم باشد : سنگ خيلی تنهاست ، بايد با او هم لطيف رفتار کنم

 مبادا دل تنگش بشکند "

" يادم باشد : برای درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام

 نه برای تکرار اشتباهات گذشته ! "

" يادم باشد : هر گاه ارزش زندگی يادم رفت در چشمان حيوان بی زبانی که به

 سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم ... "

" يادم باشد : می توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردی که از

 سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد ! "

" يادم باشد : گره تنهايی و دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز می شود "

" يادم باشد : هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم ... "

" و يادمان باشد هيچگاه از راستی نترسيم ! "

 

 

" مراقب افکارت باش ، آنها به گفتــــــــار تبدیل می شوند "

" مراقب گفتارت باش ، آنها به کــــــــردار تبدیل می شوند "

" مراقب کردارت باش ، آنها به عــــــــادت تبدیل می شوند "

" مراقب عادتهایت باش ، آنها به شخصیت تبدیل می شوند "

" مراقب شخصیتت باش ، که ســــــــرنوشت تـــــو است "

 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 1:6 توسط alone girl |


تو آمدی و ساده ترین سلام را همراه یادگاریهایت کردی

 

وبا پاک ترین لبخند،وجودم را به اسارت گرفتی.

 

تو آمدی و عمیق ترین نگاه را از میان چشمان دریایی ات

 

بر ساحل قلبم نشاندی

 

و زیباترین خاطرات را زنده کردی.

 

تو آمدی وگرمی حضوری خورشیدوار را بر طلوع آرزوهایم حک کردی.

 

و آمدنت همچون قاصدکی بهار را برای هستی خزان زده ام به ارمغان آورد.

 

اما سر انجام طوفان حسادت قاصدک زندگی ام را به یغما برد.

 

کاش می دانستم که کدام بهانه،

 

اشتیاق رفتن را در خیالت به تماشا نشست.

 

تو رفتی و من در سوگ رفتنت در میان فراموشی ها گم شدم.

 

آری تو فراموش کردی و من هنوز هم با دیدگانی خواب زده چشم به راهت

 

 دارم و هنوز هم مانند پنجره ها ی منتظر باران،حسرت دیدارت را با فرو

 

 ریختن اشک هایم،به دست غربت می سپارم.

 

ای مقدس!من هنوز هم اصالت نگاهت را میخواهم.

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 0:31 توسط alone girl |


قلب من كوچك بود ...

 

عشق تو ليك بزرگ ..

 

من ز اندازه قلبم بيرون عاشقت بودم و از عشق تو سرشار

 

ولي...

 

ساليان بسيار مانده ام عاشق تو

 

تا كه اندازه اين عشق ترا،در دلم جای دهم

 

و هنوزم به اميدعاشقت خواهم بود

 

گرچه تو رفتی و دل تنها شد ...

 

گرچه اين عشق بدون تو غمی بر ما شد...

 

+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386 4:17 توسط alone girl |


هر چند مال من نشدي ولي ازت خيلي چيزا ياد گرفتم.

ياد گرفتم به خاطر کسي که دوسش دارم بايد دروغ بگم.

ياد گرفتم هيچ وقت هيچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره.

ياد گرفتم تو زندگيم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به

بهونه اي بشکنم.

ياد گرفتم گريه هاي هيچ کس رو باور نکنم.

ياد گرفتم بهش هيچ وقت فرصت جبران ندم.

ياد گرفتم هر روز دم از عاشقي بزنم ولي خودم عاشق نباشم!!!!

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386 2:37 توسط alone girl |



باران مي بارد امشب


بر سکوت تنهايي ام.


و سکوتم با ترنم باران همنوا مي شود


و اين بغض خيس مي شکند


بغضي که از فراق چشمانت

 
تا سحر منتظر بود.


دل بودنت را بهانه کرد.


صدايت کرد نشنيدي اما


با نم نم باران


زار  زار گريست!

 

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386 1:26 توسط alone girl |


 

هيچکس تنهاييم را حس نکرد

لحظه ويرانيم را حس نکرد

 

در تمام لحظه هايم هيچکس

وسعت حيرانيم را حس نکرد

 

آن که سامان غزلهايم از اوست

بي سر و سامانيم را حس نکرد

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 1:52 توسط alone girl |


 

وقتی که ديگر نبود

من به بودنش نيازمند شدم.

 

وقتی که ديگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم.

 

وقتی که ديگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم.

 

وقتی که او تمام کرد

من شروع کردم...

 

وقتی او تمام شد...

من آغاز شدم.

 

و چه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن.....

مثل تنها مردن!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 0:43 توسط alone girl |


 

هرگز نگو که دوست نداری

اگر حقیقتاً بدان اهمیت نمی دهی

 

درباره ی احساسات سخن نگو

اگر واقعاً وجود ندارد

 

هرگز دستی را نگیر

وقتی قصد شکستن قلبش را داری

 

هرگز نگو برای همیشه

وقتی میدانی که جدا می شوی

 

هرگز به چشمانی نگاه نکن

وقتی قصد دروغ گفتن داری

 

هرگز سلامی نده

وقتی میدانی که خداحافظی در پیش است

 

به کسی نگو که تنها اوست

وقتی در فکرت به دیگری فکر می کنی

 

قلبی را قفل نکن

وقتی کلیدش را نداری

 

هرگز نگو.............

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 1:44 توسط alone girl |


کاش ای تنها اميد زندگی

می توانستم فراموشت کنم

***

يا شبی در آتش سوزان دل

در نهيب سينه خاموشت کنم

***

کاش احساس نياز ديدنت

از وجودم چون وجودت دور بود

***

در دلم آتش نمی زد آن نگاه

کاش آن شب آن دو چشمم کور بود

***

کاش آن شب در گلستان خيال

ای گل وحشی نمی ديدم تو را

***

تا نسوزم در خزان آرزو

کاش من هرگز نمی ديدم تو را

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 1:43 توسط alone girl |


DESIGN BY :MINOS X

feeling lonesome without you
with every passing day
i feel myself wrapped in your thoughts
and my heart reveals that i am
"missing you"


صفحه نخست
پست الکترونيک


پيوندهاي روزانه

عشقه پاک
خواب دم صبح==>الی عزیز
کافه اندیشه جوان ==> (سابینا جون)
پرسئوس
از تنهایی مگریز
آسمان عشق(نیلوفرجون)
بغض بهار ==>بهارجون
گالری عکس نوشهر و چالوس==> آقا مجید
دل عاشق و بیچاره حامی
مجله ی اینترنتی(آرمان)
آرشيو پيوندهاي روزانه


نوشته هاي پيشين

خرداد 1387

اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386




    تعداد بازديدها:

Click Here To Navigate
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com